X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
این نوشته ها تماما عین واقعیت است و هرگونه برداشت و کپی از آنها فقط با اطلاع نویسنده امکان پذیر است



سمفونی و رقص شعله‌ها
  
 زندگی سرشار از شعله‌ است و در درون هر فرد آتشفشانی از شعله‌ها می‌باشد

 
آرشیو
موضوع بندی
 
جمعه 30 شهریور‌ماه سال 1386
مگه میشه انسان رو خرید؟

انگار این درسته که هر کسی یک قیمتی داره و آدم رو میشه خرید!
آخه تا حالا با چشم خودم ندیده بودم و این موضوع برام دور و ذهنی بود.

جداْ که ضعفها و شیشه خرده‌های آدم٬ سوراخهائی هستند که شیطونهای کوچک میتونند از اونجا وارد آدم بشن و مثل موریانه نفر رو از تو بخورند و بپوسونند و ...

به نظر من٬ ضعفها و سوراخها در مورد این دوستم اینها بوده:
۱- پز دادن و فخر فروختن.
۲- حرف مردم و خانواده (مردم چی میگن و چی فکر می‌کنند). 
۳- غرور بیجا (من بهترین هستم و باید بهترینها رو داشته باشم).
۴- وابستگی به پول و ثروت (بی‌نهایت‌طلبی ِ مالی). 

به هرحال من به انتخابش احترام میگذارم و برایش خوشحالم که داره به آرزوهاش میرسه و برایش آرزوی موفقیت میکنم.

ولی من فکر میکنم که انسان رو نمیشه خرید!
برای اینکه انسان بمونیم و انسانتر بشیم چه باید کرد؟
در هر شرایط٬ نقطه ضعف خودمون رو بشناسیم و برای از بین بردنشون تلاش مستمر و پیگیر داشته باشیم.

پینوشت ۱: این مهم و باعث افتخار است که چه کارهای خوبی در گذشته کرده‌ایم٬ ولی مهمتر این است که با حرکتی انحرافی٬ گذشته مثبت خود را به لجن نکشیم و یا حتی خوبیهایمان را خنثی نکنیم.
پینوشت ۲: خدایا٬ کمکش کن که راه درست رو انتخاب کنه و عاقبت بخیر بشه.
پینوشت ۳: خدایا٬ همه مارا کمک کن که در هیچ شرایطی و هیچکس نتونه ما را بخره و منحرفمون بکنه.


تعداد بازدیدکنندگان : 147643


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها


نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب میشود
...
چگونه سایه سیاه و سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
...
نگاه کن تمام هستیم خراب میشود
شراره ای مرا به کام می کشد
به اوج می برد
مرا به دام می کشد
...
نگاه کن تمام آسمان من
پر از شهاب میشود

*** *** ***
تو آمدی
تو آمدی ز دورها
ز سرزمین ابرها
ز سرزمین نورها
...
نشانده ای مرا به زورقی
ز اوج ها
ز ابرها
ز نورها
...
مرا ببر مرا ببر
امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها
...
به راه پر ستاره میکشانیم
فراتر از ستاره مینشانیم
...
نگاه کن من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان شب شدم
چو ماهیان سرخرنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم

*** *** ***
چه دور بود
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
...
کنون بگوش من دوباره میرسد
صدای تو
صدای باغ برفی فرشتگان
...
نگاه کن که من کجا رسیده ام
به کهکشان
به بیکران
به جاودان

به کهکشان به بیکران به جاودان