X
تبلیغات
رایتل
این نوشته ها تماما عین واقعیت است و هرگونه برداشت و کپی از آنها فقط با اطلاع نویسنده امکان پذیر است



سمفونی و رقص شعله‌ها
  
 زندگی سرشار از شعله‌ است و در درون هر فرد آتشفشانی از شعله‌ها می‌باشد

 
آرشیو
موضوع بندی
 
سه‌شنبه 25 دی‌ماه سال 1386
کاسه داغتر از آش

کلیسا و مسیحیت هم مثل بیشتر دینهای دیگه٬ شاخه‌های مختلف داره.
یکی از این شاخه‌ها که اینجا بین فارسی زبانها خیلی فعال است٬ معروف به کلیسای فیلادلفیا هستش.
یک آقائی که قبلا سی‌یا۳۰ بوده و گویا بعدا توبه کرده٬ کمی بعد٬ از مسلمون بودنش هم توبه میکنه و میره مسیحی میشه و توی کلیسا آب توبه رو سرش میریزه و بقولی غسل تعمید میکنه و چون کاسه داغ‌تر از آش بوده به این هم بسنده نمی‌کنه و میره کشیش میشه. 

این دوست خوبمون میره تو کمپ‌های پناهندگی و سعی میکنه به اونهائی که بلاتکلیف هستند و یا جواب رد گرفته‌اند٬ دلداری بده و کمکشون کنه و در صورت امکان توسط کمکهای غیبی٬ مسئله اقامت و پناهندگی ایرانیان و افغانیها رو حل و فصل کنه. (که این کارش خیلی خوبه و انشاالله که خداوند صد در دنیا و هزار در آخرت بهش اجر و پاداش بده).

اونهائی هم که کارشون (به این وسیله) درست میشه٬ نمک‌گیر میشند و سعی میکنند که نمک شناس باشند و خدای ناکرده یکوقت نمکدون رو نشکنند! واسه همین نه تنها از مسلمون بودنشون توبه میکنند بلکه خودشون رو دربست به نماینده عیسی و کلیسا (یعنی همین آقای کشیش) میسپارند و یک سری مدارک و تعهدنامه امضا میکنند. مثلا یکی از پیروان و ایمان آورندگان از آقای کشیش می‌پرسه که آیا میتونه با یک مسلمون ازدواج کنه و این برادر میگه هرگز.

پی‌نوشت ۱: اگه عمامه آخوند به کروات تبدیل بشه٬ باز هم طرف آخونده! همونجور که خر با عوض شدن پالانش و یا هفت رنگ کردنش٬ گور خر نمیشه!

پی‌نوشت ۲: مسیحیت دین محبت و عشق است و من با پوزش از مسیحیان عزیز قصد توهین به هیچ دین و آیینی ندارم. این فقط مشاهده عینی و تجربه‌ای بود که در اینجا نوشتم.

پی‌نوشت ۳: به نظر من اشکال از دین نیست٬ این ما هستیم که با غرض و مرضهایمان٬ شیشه‌خرده قاطی دین میکنیم و ... لباس عشق و محبت را وارونه و پشت و رو می‌کنیم.   
 


تعداد بازدیدکنندگان : 147544


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها


نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب میشود
...
چگونه سایه سیاه و سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
...
نگاه کن تمام هستیم خراب میشود
شراره ای مرا به کام می کشد
به اوج می برد
مرا به دام می کشد
...
نگاه کن تمام آسمان من
پر از شهاب میشود

*** *** ***
تو آمدی
تو آمدی ز دورها
ز سرزمین ابرها
ز سرزمین نورها
...
نشانده ای مرا به زورقی
ز اوج ها
ز ابرها
ز نورها
...
مرا ببر مرا ببر
امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها
...
به راه پر ستاره میکشانیم
فراتر از ستاره مینشانیم
...
نگاه کن من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان شب شدم
چو ماهیان سرخرنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم

*** *** ***
چه دور بود
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
...
کنون بگوش من دوباره میرسد
صدای تو
صدای باغ برفی فرشتگان
...
نگاه کن که من کجا رسیده ام
به کهکشان
به بیکران
به جاودان

به کهکشان به بیکران به جاودان