X
تبلیغات
رایتل
این نوشته ها تماما عین واقعیت است و هرگونه برداشت و کپی از آنها فقط با اطلاع نویسنده امکان پذیر است



سمفونی و رقص شعله‌ها
  
 زندگی سرشار از شعله‌ است و در درون هر فرد آتشفشانی از شعله‌ها می‌باشد

 
آرشیو
موضوع بندی
 
سه‌شنبه 26 تیر‌ماه سال 1386
بزاز دوره‌گرد

بابام دیگه داشت پیر میشد و نمی‌تونست خوب گارا‌‌ژداری کنه! یک مغازه کوچک بغل گاراژ بود که دائیم کرایه داده بود به بابام. بابام هم اونجا لوازم‌التحریر و اسباب بازی و یکخورده هم خرت و پرتهای خرازی می‌فروخت. شبها هم تو همون مغازه کوچیکه می‌خوابیدیم. ولی اون‌ نزدیکیها مدرسه نبود و کآسبی بابام همچین تعریفی نداشت. واسه همین یک چرخ تهیه کرد و زد به بزازی. یعنی بابام شد بزاز دوره‌گرد

خونه دائیم ته گاراژ بود و یه زن داشت و شیش تا دختر. دختر بزرگش هیجده ساله بود و دختر کوچیکش سه ساله. یکی از اون دختر وسطیا که دوازده - سیزده ساله بود (با دائیش - برادر زن‌دائیم) گاراژ رو اداره میکردند. این دختردائیم از اون هفت خطهای روزگار بود! یعنی هفت تا مرد هیز ِ مِیدونی رو میذاشت تو جیبش و هیچکس نمیتونست سرش کلاه بذاره. منم که عصری از مدرسه میومدم کمکش میکردم. اما خدائیش شانس آوردم که ایندفعه عاشق این‌ دختر دائیم نشدم. آخه منم چهارده سالم شده بود و کم‌کم داشت سر و گوشم می‌جنبید و چشام باز میشد دیگه!

 


تعداد بازدیدکنندگان : 147544


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها


نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب میشود
...
چگونه سایه سیاه و سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
...
نگاه کن تمام هستیم خراب میشود
شراره ای مرا به کام می کشد
به اوج می برد
مرا به دام می کشد
...
نگاه کن تمام آسمان من
پر از شهاب میشود

*** *** ***
تو آمدی
تو آمدی ز دورها
ز سرزمین ابرها
ز سرزمین نورها
...
نشانده ای مرا به زورقی
ز اوج ها
ز ابرها
ز نورها
...
مرا ببر مرا ببر
امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها
...
به راه پر ستاره میکشانیم
فراتر از ستاره مینشانیم
...
نگاه کن من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان شب شدم
چو ماهیان سرخرنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم

*** *** ***
چه دور بود
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
...
کنون بگوش من دوباره میرسد
صدای تو
صدای باغ برفی فرشتگان
...
نگاه کن که من کجا رسیده ام
به کهکشان
به بیکران
به جاودان

به کهکشان به بیکران به جاودان