X
تبلیغات
زولا
این نوشته ها تماما عین واقعیت است و هرگونه برداشت و کپی از آنها فقط با اطلاع نویسنده امکان پذیر است



سمفونی و رقص شعله‌ها
  
 زندگی سرشار از شعله‌ است و در درون هر فرد آتشفشانی از شعله‌ها می‌باشد

 
آرشیو
موضوع بندی
 
جمعه 24 شهریور‌ماه سال 1385
میلیونها سال انتظار

آدم ملیونها سال منتظر بوده تا نوبتش بشه و بدنیا بیاد. وقتی که اینهمه منتظر بودیم که بیایم اینجا٬ واسه چی بعضیها از اومدنشون پشیمون میشن و خودشون رو میکشند؟ اگه میدونستند که اینهمه طول کشیده که بیان بازم اینکارو میکردند؟!

اونائی که آدم میکشند و اعدام میکنند٬ اگه اینو میدونستند و می فهمیدند باز هم آدمها رو میکشتند؟!!

اونائی که دوستاشون و دور و بریهاشون رو اذیت میکنند و آزار میدند٬ اگه اینو میدونستند و می فهمیدند باز هم اینکار رو میکردند؟!

اونائی که با احساسات کسای دیگه بازی میکنند٬ اگه اینو میدونستند و می فهمیدند باز هم اینکار رو میکردند؟!

من و تو که حالا اینو میدونیم٬ میریم راجع بهش فکر کنیم تا شاید تو رفتارمون تجدیدنظر کنیم و برخوردهامون رو بهتر کنیم؟!

 پی نوشت ۱:  شاید ما فکر کنیم که در زمان و مکان نامناسب بدنیا آمدیم و نخواهیم به این فکر کنیم که آن همه منتظر بودیم که اینهمه درد و رنچ بکشیم. ولی این یک واقعیت انکار ناپذیر است که الان اینجا هستیم. حتی اگر نخواهیم در مورد خودمان اینگونه بیاندیشیم٬ آیا چنین اندیشه ای (که به نظر من واقعیت است) در مورد اطرافیانمان٬ در تنظیم رابطه ما تاثیر نخواهد گذاشت؟

 پینوشت ۲: به تعدادی از کامنتها پاسخ داده شده

 


تعداد بازدیدکنندگان : 147654


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها


نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب میشود
...
چگونه سایه سیاه و سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
...
نگاه کن تمام هستیم خراب میشود
شراره ای مرا به کام می کشد
به اوج می برد
مرا به دام می کشد
...
نگاه کن تمام آسمان من
پر از شهاب میشود

*** *** ***
تو آمدی
تو آمدی ز دورها
ز سرزمین ابرها
ز سرزمین نورها
...
نشانده ای مرا به زورقی
ز اوج ها
ز ابرها
ز نورها
...
مرا ببر مرا ببر
امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها
...
به راه پر ستاره میکشانیم
فراتر از ستاره مینشانیم
...
نگاه کن من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان شب شدم
چو ماهیان سرخرنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم

*** *** ***
چه دور بود
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
...
کنون بگوش من دوباره میرسد
صدای تو
صدای باغ برفی فرشتگان
...
نگاه کن که من کجا رسیده ام
به کهکشان
به بیکران
به جاودان

به کهکشان به بیکران به جاودان