X
تبلیغات
رایتل
این نوشته ها تماما عین واقعیت است و هرگونه برداشت و کپی از آنها فقط با اطلاع نویسنده امکان پذیر است



سمفونی و رقص شعله‌ها
  
 زندگی سرشار از شعله‌ است و در درون هر فرد آتشفشانی از شعله‌ها می‌باشد

 
آرشیو
موضوع بندی
 
پنج‌شنبه 16 شهریور‌ماه سال 1385
آخه من سوپ دوست ندارم!

کلاس دوم بودم که دو ماه در بیمارستان لولاگر بستری بودم. فقط بهم سوپ میدادند. اما من که سوپ دوست نداشتم یواشکی غذایم را میریختم دور و از اینور و انور نون کش میرفتم و نون خالی میخوردم. بعضی وقتها هم هیچی نمیخوردم!

بعداز سه چهار روز فهمیدند و باهام حرف زدند. بهشون گفتم که من سوپ دوست ندارم. پرسیدند چی دوست داری؟ منم گفتم  چلوکباب. از اون روز به بعد فقط چلوکباب بهم میدادند. چلوکبابشون هم زیاد خوشمزه نبود آخه نه پیاز داشت و نه نمک! میگفتند پیاز و نمک واسم خوب نیست! ولی خیلی بهتر از سوپ و نون دزدکی بود. تازه یه کیف دیگه هم داشت و اون اینکه فقط واسه من چلوکباب درست میکردند! نمیدونین چه کیفی داره که تو یه بیمارستان به اون بزرگی واسه آدم غذای اختصاصی درست کنند و بعضیها هم حسودی کنند. من که یه عالمه کمبود داشتم٬ از همه اینا کیف میکردم.

یکروز آقا دکتره با دو سه نفر دیگه (که فکر کنم دانشجو بودند) اومدند تو اطاق.آقا دکتر گفت دمرو بخواب و بعدش شلوارم رو کشید پائین! هی رو کونم با خودکارش خط میکشید و به اونا میگفت که کجاها میشه آمپول زد و کجا نباید آمپول زد! خلاصه بیشتر از نیم ساعت هر دوتا کپل من رو نقاشی کرد و راجع به دنبه های من حرف زدند و بعدشم رفتند. حیف که دوربین عکاسی نداشتم تا ار نقاشی آقا دکتر یک عکس یادگاری بگیرم!

 


تعداد بازدیدکنندگان : 147506


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها


نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب میشود
...
چگونه سایه سیاه و سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
...
نگاه کن تمام هستیم خراب میشود
شراره ای مرا به کام می کشد
به اوج می برد
مرا به دام می کشد
...
نگاه کن تمام آسمان من
پر از شهاب میشود

*** *** ***
تو آمدی
تو آمدی ز دورها
ز سرزمین ابرها
ز سرزمین نورها
...
نشانده ای مرا به زورقی
ز اوج ها
ز ابرها
ز نورها
...
مرا ببر مرا ببر
امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها
...
به راه پر ستاره میکشانیم
فراتر از ستاره مینشانیم
...
نگاه کن من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان شب شدم
چو ماهیان سرخرنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم

*** *** ***
چه دور بود
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
...
کنون بگوش من دوباره میرسد
صدای تو
صدای باغ برفی فرشتگان
...
نگاه کن که من کجا رسیده ام
به کهکشان
به بیکران
به جاودان

به کهکشان به بیکران به جاودان