نمیدونم چرا آسمون ِ اینجا اینهمه دیروز عصبانی بود و اخمهاش رو تو هم کرده بود.
همش به باد میگفت که گوش درختها رو بگیره و درختها رو از زمین بکنه. انگاری میخواست زمین رو طلاق بده و بچههاش رو هم ازش بگیره. زمین هم که خیلی درختها رو دوست داره٬ سفت بغلشون کرده بود نمیگذاشت که باد اونها رو به آسمون بده! آخه درختها بچه زمین هستند و باید تو بغل مامانشون باشند دیگه.
بالاخره آخرش دیشب آسمون حسابی گریه کرد و دلش خالی شد. امروز انگاری دوباره آسمون با زمین آشتی کرده و مث اینکه از کار دیروزش پشیمونه.
آخه به خورشید گفته هر چی رو که رو زمین هستش رو بوس کنه و به باد هم گفته که درختها رو ناز کنه.
آسمون و زمین هم٬ همدیگه رو توی افق عاشقانه بغل کردهاند و ...
اسم لاتینش minoxidil هست.
مرسی از لطفت٬ تو اینترنت پیداش کردم. ولی خیلی گرونه! پولهام رو جمع میکنم و میخرمش.