X
تبلیغات
رایتل
این نوشته ها تماما عین واقعیت است و هرگونه برداشت و کپی از آنها فقط با اطلاع نویسنده امکان پذیر است



سمفونی و رقص شعله‌ها
  
 زندگی سرشار از شعله‌ است و در درون هر فرد آتشفشانی از شعله‌ها می‌باشد

 
آرشیو
موضوع بندی
 
چهارشنبه 25 مهر‌ماه سال 1386
نقد و بررسی گربه و جوجه‌های من

چند وقتی هستش که سعی کرده‌ام به رفتارها و برخوردها عمیقتر نگاه کنم و به دنبال علتها و انگیزه‌ها باشم. این موضوع رو شاید بشه تو آخرین نوشته‌هام دید.
همونطور که تو خودکاوی و خودهیپنوتیزم هم نوشتم٬ میخواهم در مورد گذشته و حال خودم هم همینکار رو بکنم تا شاید خودم رو بهتر بشناسم و همینطور شاید کمک و تجربه‌ای باشه برای دوستداران و رهروان خودشناسی و انسان‌شناسی ...

به هر حال... وقتی که گربه جوجه‌ها ناز من رو خورد٬ را نقد و بررسی میکنم:
۱- از کجا معلوم که همون گربه (و به تنهائی) همه جوجه‌ها را خورده باشد؟ اصلا مگر دل یک گربه آنقدر بزرگ است که بتواند ۱۲ تا جوجه را یکجا بخورد؟

۲- وقتی که گربه را با کمربند میزدم٬ این عکس‌العمل خودبخودی و ناشی از عقده‌های کور  و حس حقارت ؛ در اثر کمربند خوردنهای من از پدرم؛ نبود؟ و آیا ناخودآگاه این عقده‌ها را سر ِ گربه بدبخت پیاده نکردم؟

۳- اگر گربه گرسنه نبود٬ آیا جوجه‌های مرا میخورد؟ (من فکر میکنم نمیخورد و این را هم تجربه حیوان‌داری اروپائیها نشان داده است!) 

۴- این تقصیر من بوده که از جوجه‌هایم درست مراقبت نکردم و در مورد حفاظت و امنیتشان کوتاهی کردم. 

۵- ...

پی‌نوشت: امیدوارم روح آن گربه و جوجه‌هایم و خدایشان٬ همه اینها را بر من ببخشند.

نتیجه: قبل از تنبیه هر جانداری٬ خوب فکر کنم و همه جوانب و مسائل را بررسی کرده و از کار خودبخودی بپرهیزم.

 


تعداد بازدیدکنندگان : 147504


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها


نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب میشود
...
چگونه سایه سیاه و سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
...
نگاه کن تمام هستیم خراب میشود
شراره ای مرا به کام می کشد
به اوج می برد
مرا به دام می کشد
...
نگاه کن تمام آسمان من
پر از شهاب میشود

*** *** ***
تو آمدی
تو آمدی ز دورها
ز سرزمین ابرها
ز سرزمین نورها
...
نشانده ای مرا به زورقی
ز اوج ها
ز ابرها
ز نورها
...
مرا ببر مرا ببر
امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها
...
به راه پر ستاره میکشانیم
فراتر از ستاره مینشانیم
...
نگاه کن من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان شب شدم
چو ماهیان سرخرنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم

*** *** ***
چه دور بود
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
...
کنون بگوش من دوباره میرسد
صدای تو
صدای باغ برفی فرشتگان
...
نگاه کن که من کجا رسیده ام
به کهکشان
به بیکران
به جاودان

به کهکشان به بیکران به جاودان