X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
این نوشته ها تماما عین واقعیت است و هرگونه برداشت و کپی از آنها فقط با اطلاع نویسنده امکان پذیر است



سمفونی و رقص شعله‌ها
  
 زندگی سرشار از شعله‌ است و در درون هر فرد آتشفشانی از شعله‌ها می‌باشد

 
آرشیو
موضوع بندی
 
چهارشنبه 24 مرداد‌ماه سال 1386
شیطونه گولم زد

امروز بعداز کار یکنفر رو باید میرسوندم فرودگاه. وقتی که فرودگاه بودم٬ شیطونه بهم گفت تا اینجا که اومدی یک سر هم برو سوئد. منم گول شیطونه رو خوردم و رفتم یکخرده خرید کردم و همین الان رسیدم خونه.
حالا دیگه باید برم و وسائل رو جابجا کنم و بعدش هم بـِلالایم تا بتونم صبح پا شم و برم سر کار.
بخدا تقصیر من نبود که امشب نتونستم بقیه ماجرای تولد رو بنویسم٬ آخه خب شیطونه گولم زد دیگه!


تعداد بازدیدکنندگان : 147643


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها


نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب میشود
...
چگونه سایه سیاه و سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
...
نگاه کن تمام هستیم خراب میشود
شراره ای مرا به کام می کشد
به اوج می برد
مرا به دام می کشد
...
نگاه کن تمام آسمان من
پر از شهاب میشود

*** *** ***
تو آمدی
تو آمدی ز دورها
ز سرزمین ابرها
ز سرزمین نورها
...
نشانده ای مرا به زورقی
ز اوج ها
ز ابرها
ز نورها
...
مرا ببر مرا ببر
امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها
...
به راه پر ستاره میکشانیم
فراتر از ستاره مینشانیم
...
نگاه کن من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان شب شدم
چو ماهیان سرخرنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم

*** *** ***
چه دور بود
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
...
کنون بگوش من دوباره میرسد
صدای تو
صدای باغ برفی فرشتگان
...
نگاه کن که من کجا رسیده ام
به کهکشان
به بیکران
به جاودان

به کهکشان به بیکران به جاودان