X
تبلیغات
رایتل
این نوشته ها تماما عین واقعیت است و هرگونه برداشت و کپی از آنها فقط با اطلاع نویسنده امکان پذیر است



سمفونی و رقص شعله‌ها
  
 زندگی سرشار از شعله‌ است و در درون هر فرد آتشفشانی از شعله‌ها می‌باشد

 
آرشیو
موضوع بندی
 
دوشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1386
در جنگلها ره ‌نوردی شاد و پر امیدم

نزدیک خونه یه عالمه جنگله. یکی دو ماهه که هر روز یکی دو ساعت میرفتم پیاده روی توی جنگل. بعضی وقتها هم میدویدم. باید یه کاری کنم که این واسم عادت بشه. یعنی اگه برف و بارون هم بیاد حتما برم و اگه یکروز نرم احساس ناراحتی و کمبود کنم.
آخه میدونی؟ تو جریان عمل هستش که آدم بهتر خودش رو می‌شناسه.مثلا وقتی که من میدوم٬ اونوقته که میفهمم و میبینم که سیگار چه بلائی سر ریه‌هام آورده و باعث نفس تنگیم شده و ...

نروژیها یک ضرب‌المثل دارند که میگه: (Gå på tur, Aldri sur) 
برو گردش (پیاده روی)٬ هیچوقت ناراحت نخواهی بود

پی‌نوشت: یادش بخیر اونموقعها که تو ایران میرفتیم کوه ... و سرود شعر هستی رو میخوندیم و ...

 


تعداد بازدیدکنندگان : 147468


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها


نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب میشود
...
چگونه سایه سیاه و سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
...
نگاه کن تمام هستیم خراب میشود
شراره ای مرا به کام می کشد
به اوج می برد
مرا به دام می کشد
...
نگاه کن تمام آسمان من
پر از شهاب میشود

*** *** ***
تو آمدی
تو آمدی ز دورها
ز سرزمین ابرها
ز سرزمین نورها
...
نشانده ای مرا به زورقی
ز اوج ها
ز ابرها
ز نورها
...
مرا ببر مرا ببر
امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها
...
به راه پر ستاره میکشانیم
فراتر از ستاره مینشانیم
...
نگاه کن من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان شب شدم
چو ماهیان سرخرنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم

*** *** ***
چه دور بود
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
...
کنون بگوش من دوباره میرسد
صدای تو
صدای باغ برفی فرشتگان
...
نگاه کن که من کجا رسیده ام
به کهکشان
به بیکران
به جاودان

به کهکشان به بیکران به جاودان