X
تبلیغات
رایتل
این نوشته ها تماما عین واقعیت است و هرگونه برداشت و کپی از آنها فقط با اطلاع نویسنده امکان پذیر است



سمفونی و رقص شعله‌ها
  
 زندگی سرشار از شعله‌ است و در درون هر فرد آتشفشانی از شعله‌ها می‌باشد

 
آرشیو
موضوع بندی
 
سه‌شنبه 3 بهمن‌ماه سال 1385
محافظ و اسکورت ِ منیر‌جونم

قبلا نوشتم که منیر جونم کلاس هشتم بود و من کلاس ششم. 
هروقت می‌خواست بره مدرسه و یا بره بیرون٬ اگه من خونه بودم٬ بهم می‌گفت باهاش برم تا پسرها بهش متلک نگن. منهم سینه‌هام رو جلو می‌دادم و بادی به غبغب می‌اندختم و هر پسری رو که می‌دیدم بهش چپ چپ نگاه می‌کردم که هیچکدومشون جرات متلک گفتن نداشتند و فقط نگاهمون می‌کردند. اما یک دختره بود که کلاس دهم بود و انگار خیلی ناراحت بود که دختر شده بود! آخه لباس پسرانه می‌پوشید و سر خیابون می‌ایستاد و مثل پسرها دختربازی می‌کرد. فقط اون دختره پسرنما متلک می‌گفت که ما هم زیرسبیلی در می‌کردیم٬ هرچند که اونموقع اصلا سبیل نداشتیم!

رئیس یکی از بانکهای شهرستان خوی یک پسر داشت که اونهم کلاس هشتم بود. پسر ِ خوش‌ تیپی بود! اسمش هم خوشگل بود یا من که روش حساس بودم٬ اینجوری فکر می‌کردم! بعضی وقتها میومد خونه پسرعمو و یا ما می‌رفتیم خونه‌شون و پینگ پنگ بازی می‌کردیم. من اصلا دوست نداشتم که منیرجونم باهاش صمیمی بشه و یا باهاش بازی کنه. خیلی حسودیم می‌شد! برای همین (ناخودآگاه) سعی می‌کردم پینگ پنگ رو خوب یاد بگیرم که منیرجونم (فقط) با من بازی کنه!

همونطور که یک دوست تو نظرات ِ نوشته قبلی‌ام توضیح داده٬ نقل بید‌مشک ارومیه حرف نداره و یکجور شیرینی شبیه حلوا هم داشت که اسمش سوجوخ بود که من عاشقش بودم. ولی زیاد نمیشد خورد! آخه آدم جوش در می‌آورد دیگه. از این دوست ِ خوبم ممنونم که اینها رو بهم یادآوری کرد.

پی‌نوشت: سعی میکنم که با هر نوشته‌ام آهنگ جدیدی بگذارم. در صورت امکان نظرتون رو در مورد آهنگها هم بنویسید و در انتخاب آنها کمکم کنید. هرکدام از آهنگها را که می‌خواستید٬ توسط ایمیل و یا به هر شکلی که خودتون می‌دونید بگین تا لینکش و یا فایلش رو براتون بفرستم.

 


تعداد بازدیدکنندگان : 147506


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها


نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب میشود
...
چگونه سایه سیاه و سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
...
نگاه کن تمام هستیم خراب میشود
شراره ای مرا به کام می کشد
به اوج می برد
مرا به دام می کشد
...
نگاه کن تمام آسمان من
پر از شهاب میشود

*** *** ***
تو آمدی
تو آمدی ز دورها
ز سرزمین ابرها
ز سرزمین نورها
...
نشانده ای مرا به زورقی
ز اوج ها
ز ابرها
ز نورها
...
مرا ببر مرا ببر
امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها
...
به راه پر ستاره میکشانیم
فراتر از ستاره مینشانیم
...
نگاه کن من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان شب شدم
چو ماهیان سرخرنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم

*** *** ***
چه دور بود
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
...
کنون بگوش من دوباره میرسد
صدای تو
صدای باغ برفی فرشتگان
...
نگاه کن که من کجا رسیده ام
به کهکشان
به بیکران
به جاودان

به کهکشان به بیکران به جاودان