X
تبلیغات
رایتل
این نوشته ها تماما عین واقعیت است و هرگونه برداشت و کپی از آنها فقط با اطلاع نویسنده امکان پذیر است



سمفونی و رقص شعله‌ها
  
 زندگی سرشار از شعله‌ است و در درون هر فرد آتشفشانی از شعله‌ها می‌باشد

 
آرشیو
موضوع بندی
 
چهارشنبه 8 آذر‌ماه سال 1385
الو الو... من رسیدم

پسرعمو یک پسر داره که هم‌سن منه. یک دختر داره که دو سال از من بزرگتره و یک پسر دیگه داره که دو سال از من کوچکتره.
تا منو دیدند همشون به‌اضافه زن پسرعموم یک عالمه بغل و بوسم کردند و رفتیم تو. تا اونموقع نمی‌دونستم بوسیده شدن انقدر مزه داره و کیف میده! شاید هم بوسهای اونا مزه‌دار بود!
تا رفتیم تو٬ زن پسرعمو دوید طرف تلفن. من که تا  اون موقع تلفن ندیده بودم! اونوقتها تلفنها کنارش یک دسته داشت که باید می‌چرخوندنش (مثل هندل ماشین - واسه همین من اسمشو گذاشتم تلفن هندلی) تا به یک جائی به اسم مرکز وصل میشد. خلاصه تلفن وصل شد به مرکز٬ و مخابرات هم وصل کرد به تبریز٬ همونجائی که پسرعمو بود. بهش گفتند نگران نباش و زودی بیا که سمفونی اومده.
آخه قرار بود که من با ایران‌پیما بیام و پسرعمو هم واسه اینکه منو (بقول خارجیها) سورپرایز کنه٬ سرزده و بدون خبر به بابام٬ اومده بود تبریز استقبال من تا بعدش با هم بیایم خوی. آخه منو خیلی دوست داشت دیگه. ولی اتوبوس ایران‌پیما جا نداشت و بابام بلیط میهن‌تور می‌گیره. اگر من تو تبریز پیاده می‌شدم و یک‌خورده هواخوری میکردم و یا پسرعمو کمی پیاده‌روی و کنجکاوی می‌کرد شاید همدیگه رو می‌دیدیم. آخه گاراژهای ایران‌پیما و میهن‌تور توی تبریز نزدیک هم بودند. بابام هم که تلفن نداشت خبر بده و اصلا فکرش رو نمیکرد که پسرعموش یک همچین کاری بکنه!

منیر (دختر پسرعمو) یک صفحه روی گرام گذاشت و با آهنگش شروع کرد به رقصیدن. بعدا فهمیدم که صدای مهوش (۱) بودش. من که خیلی مومن و مذهبی بودم٬ ناراحت  شدم و اومدم بیرون و در ٍ‌ کوچه روی پله نشستم. بعد‌از کمی اومدند و گفتند چی شده٬ چرا ناراحت شدی؟ منهم گفتم آهنگ گذاشتید و می‌رقصید٬ من نمی‌خوام بشنوم و ببینم٬ آخه گناه داره!
اونها هم ازم معذرت‌خواهی کردند و گفتند دیگه از اینکارها نمی‌کنیم! رفتیم تو و شام آش‌رشته خوردیم که خیلی خوشمزه بود. تا اونموقع من نمی‌دونستم که انقدر آش‌رشته دوست دارم. آخه بابام یا بلد نبود و یا وقت نمی‌کرد که درست کنه٬ واسه همین من هم یاد نگرفتم و بلد نیستم آش‌رشته درست کنم!

۱- من الان یادم نمیاد صدای مهوش چه‌جوری بود و چه شکلی می‌خونده. الان خیلی دوست دارم ببینم چه‌تیپی میخوند و صداش رو بشنوم! لطفا اگر کسی تو اینترنت آهنگهاش رو سراغ داره٬ لینکش رو بهم بده و یا اگر آهنگش رو تو فایل MP3 یا ...  دارید درصورت امکان٬  میتونید ضمیمه ایمیل برام بفرستید. مرسی.

 پی‌نوشت:

 با تشکر از همه دوستان که کمک کردند لینک مهوش رو  تو اینترنت پیدا کنم.

 


تعداد بازدیدکنندگان : 147504


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها


نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب میشود
...
چگونه سایه سیاه و سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
...
نگاه کن تمام هستیم خراب میشود
شراره ای مرا به کام می کشد
به اوج می برد
مرا به دام می کشد
...
نگاه کن تمام آسمان من
پر از شهاب میشود

*** *** ***
تو آمدی
تو آمدی ز دورها
ز سرزمین ابرها
ز سرزمین نورها
...
نشانده ای مرا به زورقی
ز اوج ها
ز ابرها
ز نورها
...
مرا ببر مرا ببر
امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها
...
به راه پر ستاره میکشانیم
فراتر از ستاره مینشانیم
...
نگاه کن من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان شب شدم
چو ماهیان سرخرنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم

*** *** ***
چه دور بود
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
...
کنون بگوش من دوباره میرسد
صدای تو
صدای باغ برفی فرشتگان
...
نگاه کن که من کجا رسیده ام
به کهکشان
به بیکران
به جاودان

به کهکشان به بیکران به جاودان