X
تبلیغات
رایتل
این نوشته ها تماما عین واقعیت است و هرگونه برداشت و کپی از آنها فقط با اطلاع نویسنده امکان پذیر است



سمفونی و رقص شعله‌ها
  
 زندگی سرشار از شعله‌ است و در درون هر فرد آتشفشانی از شعله‌ها می‌باشد

 
آرشیو
موضوع بندی
 
دوشنبه 27 شهریور‌ماه سال 1385
دزدها هم شکل آدم هستند

بابام یک دوچرخه داشت و منهم یک سه چرخه. بابام دوچرخه اش را تکیه داده بود به درخت جلو مغازه منهم داشتم همونجا تو پیاده رو سه چرخه سواری میکردم. یک آقائی اومد سوار دوچرخه بابام شد و رفت! منهم دور زدم و رفتم به بابام گفتم اون آقاهه سوار دوچرخه ات شد و رفت. همونجا بابام گفت چرا زود نگفتی که چرخم رو دزدیدند و کلی دعوام کرد. منهم گفتم از کجا میدونستم که اون دزده٬ فکر کردم دوستت هست. بعدا فهمیدم دزدها هم شکل آدم هستند!

بعضی جمعه ها بابام منو سوار دوچرخه میکرد و با هم میرفتیم فرودگاه مهرآباد و طیاره ها رو نگاه میکردیم. تماشای طیاره ها خیلی کیف داشت ولی من وسط راه پام خواب میرفت و وقتی میخاستم پیاده شم٬ یه عالمه میلنگیدم.

وقتی بابام تو سربالائی ها با زور پا میزد٬ من دلم میسوخت. خودمو میکشیدم بالا تا سبکتر بشم ولی انگار فایده ای نداشت!

فقط همونوقتها با بابام رفتم مهرآباد و بعدش دیگه هیچوقت نرفتم. شاید یکروز یکجوری بشه که بتونم بیام فرودگاه و ... ولی نه با دوچرخه که با طیاره ...

 


تعداد بازدیدکنندگان : 147504


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها


نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب میشود
...
چگونه سایه سیاه و سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
...
نگاه کن تمام هستیم خراب میشود
شراره ای مرا به کام می کشد
به اوج می برد
مرا به دام می کشد
...
نگاه کن تمام آسمان من
پر از شهاب میشود

*** *** ***
تو آمدی
تو آمدی ز دورها
ز سرزمین ابرها
ز سرزمین نورها
...
نشانده ای مرا به زورقی
ز اوج ها
ز ابرها
ز نورها
...
مرا ببر مرا ببر
امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها
...
به راه پر ستاره میکشانیم
فراتر از ستاره مینشانیم
...
نگاه کن من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان شب شدم
چو ماهیان سرخرنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم

*** *** ***
چه دور بود
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
...
کنون بگوش من دوباره میرسد
صدای تو
صدای باغ برفی فرشتگان
...
نگاه کن که من کجا رسیده ام
به کهکشان
به بیکران
به جاودان

به کهکشان به بیکران به جاودان