X
تبلیغات
رایتل
این نوشته ها تماما عین واقعیت است و هرگونه برداشت و کپی از آنها فقط با اطلاع نویسنده امکان پذیر است



سمفونی و رقص شعله‌ها
  
 زندگی سرشار از شعله‌ است و در درون هر فرد آتشفشانی از شعله‌ها می‌باشد

 
آرشیو
موضوع بندی
 
یکشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1385
توپ ناز کوچولوی من


فکر کنم انقدر کوچیک بودم که هنوز مدرسه نمیرفتم. بعداز ظهر سیزده بدر بود و انگار هوا ابری و بارانی بود. با بابا و مامانم رفته بودیم میدان انقلاب (میدان ۲۴ اسفند) و از طرف خیابان دانشگاه تهران پیاده میرفتیم به سمت پارک لاله (پارک فرح) تا ۱۳ رو بدر کنیم.

توی راه بابا و مامانم با هم دعوا و جروبحث میکردند. منهم واسه خودم توپ بازی میکردم. یک توپ قرمز پلاستیکی بود اندازه توپ تخم مرغی. توپم و مینداختم جلو و شیب خیابون قلش میداد و توپم میومد طرف من. خلاصه من و شیب خیابون داشتیم با هم بازی میکردیم که یکدفعه توپم قل میخوره و از لای میله های دانشگاه میره اون تو!

نوک میله ها تیز بود و بعدا فهمیدم که مثل میله های زندان بودند. آخه نزدیک بهم کاشته بودنشون و نمیشد از لاشون رد بشم و برم توپم رو بیارم. نمیدونم واسه چی دانشگاه رو زندونی کرده بودند وگرنه توپ منهم زندانی نمی شد.

پی نوشت: شاید واسه این بود که هروقت از اون توپها میدیدم٬ یک حس خاصی بهم دست میداد. حسی شبیه احساس دیدن یک زندانی مظلوم و قهرمان که کاری برای نجاتش نمیتونی بکنی!


تعداد بازدیدکنندگان : 147506


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها


نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب میشود
...
چگونه سایه سیاه و سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
...
نگاه کن تمام هستیم خراب میشود
شراره ای مرا به کام می کشد
به اوج می برد
مرا به دام می کشد
...
نگاه کن تمام آسمان من
پر از شهاب میشود

*** *** ***
تو آمدی
تو آمدی ز دورها
ز سرزمین ابرها
ز سرزمین نورها
...
نشانده ای مرا به زورقی
ز اوج ها
ز ابرها
ز نورها
...
مرا ببر مرا ببر
امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها
...
به راه پر ستاره میکشانیم
فراتر از ستاره مینشانیم
...
نگاه کن من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان شب شدم
چو ماهیان سرخرنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم

*** *** ***
چه دور بود
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
...
کنون بگوش من دوباره میرسد
صدای تو
صدای باغ برفی فرشتگان
...
نگاه کن که من کجا رسیده ام
به کهکشان
به بیکران
به جاودان

به کهکشان به بیکران به جاودان