X
تبلیغات
رایتل
این نوشته ها تماما عین واقعیت است و هرگونه برداشت و کپی از آنها فقط با اطلاع نویسنده امکان پذیر است



سمفونی و رقص شعله‌ها
  
 زندگی سرشار از شعله‌ است و در درون هر فرد آتشفشانی از شعله‌ها می‌باشد

 
آرشیو
موضوع بندی
 
پنج‌شنبه 1 فروردین‌ماه سال 1387
عیدتان مبارک٬ نوروزتان پیروز

اینجا همه چی پیدا میشه غیر از گندم و لیمو شیرین! خلاصه من که گیر نیاوردم٬ ملت که میگن گندم پیدا میشه اما لیمو شیرین که قربونش برم٬ بیست و پنج ساله که رنگش رو ندیدم! اگه شما دیدینش سلام منو بهش برسونین!

خلاصه امروز بالاخره تو مغازه ترکها یک چیزی دیدم که نمیدونم گندم بود یا بلغور. منهم که نمیدونم که فرق بین گندم و بلغور چیه! و اصلا نمیدونم که بلغور هم مثل گندم سبز میشه یا نه.

خیلی دوست داشتم که واسه هفت‌سین عید٬ گندم سبز کنم ولی از سَر ِ ناچاری٬ عدس خیس کردم و برای هفت‌سینم عدس سبز کردم.

نمیدونم جوونه عدسی خوردید یا نه٬ آخه من نصف عدسها رو وقتی که نرم شده بودند و کمی جوونه زده بودند خوردم و به نظرم خیلی هم خوب و مقوی بود!
اینجوری شد که در آغاز بهار هم دلم سبز شد و هم سفره هفت‌سینم!

همیشه سبز و شاد باشید و نوروزتان پیروز و مبارک باد!

  


 
سه‌شنبه 28 اسفند‌ماه سال 1386
چهارشنبه سوری

در روز دانشجو٬ بیشتر افرادی که تظاهرات میکنند دانشجو هستند و در روز معلم٬ معلمین.

در روز کارگر٬ کسانی که حق و حقوق خود را می‌خواهند٬ کارگران هستند و طرفداران کارگر.

در روز زن٬ اکثرا زنان آزاده و فمینیستها و طرفدارانشان تظاهرات میکنند و خلاصه در روزها و مناسبتهای مختلف٬ قشرها و طبقات مختلف اعتراض خود را ابراز میکنند و ...   

و حالا در شب چهارشنبه‌سوری تمامی خلق امکان تظاهرات و ابراز خشم و انزجار خود را از سیستم موجود دارد و آنها از همین می‌ترسند. چرا که کنترل تمامی خلق خیلی مشکلتر و چه‌بسا غیر ممکن می‌باشد ... مخصوصا که اصلی‌ترین نیروی اپوزیسیون هم پشت این اعتراض باشد.

شعله‌های آتش شب چهارشنبه‌سوری هرچه فروزانتر باد 

 

پینوشت: درود به تمامی آنانی که با نه خویش٬ سیلی محکمی به سیستم موجود زدند و دماغ ؛بزرگ امامه‌داران؛ را سوزاندند. این پیروزی بر تمامی خلقهای ایران مبارک باد.

 


   1       2       3       4       5       ...       58    >>
تعداد بازدیدکنندگان : 147408


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها


نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب میشود
...
چگونه سایه سیاه و سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
...
نگاه کن تمام هستیم خراب میشود
شراره ای مرا به کام می کشد
به اوج می برد
مرا به دام می کشد
...
نگاه کن تمام آسمان من
پر از شهاب میشود

*** *** ***
تو آمدی
تو آمدی ز دورها
ز سرزمین ابرها
ز سرزمین نورها
...
نشانده ای مرا به زورقی
ز اوج ها
ز ابرها
ز نورها
...
مرا ببر مرا ببر
امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها
...
به راه پر ستاره میکشانیم
فراتر از ستاره مینشانیم
...
نگاه کن من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان شب شدم
چو ماهیان سرخرنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم

*** *** ***
چه دور بود
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
...
کنون بگوش من دوباره میرسد
صدای تو
صدای باغ برفی فرشتگان
...
نگاه کن که من کجا رسیده ام
به کهکشان
به بیکران
به جاودان

به کهکشان به بیکران به جاودان